الشيخ محمد الصادقي الطهراني
356
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
بىاعتبار ، غيرصحيح و مردود جلوه مىكند ، زيرا فرد شاخص اطلاق آيه همين شخص است و ديگران در حاشيهاش ، و چگونه مىتوان آيهاى را با چنان اطلاقى با يك و يا چند حديث اين چنينى مقيد كرد ، آن هم حديثى كه متنش اينگونه متزلزل و ناصحيح است گرچه سندش هم صحيح باشد « 1 » . مسألهى 756 - با آشكار شدن نشانههاى مرگ واجب است امانتها و ديون مردم را هرچه زودتر تحويل صاحبانش بدهد ، يا بهآنها اطلاع بدهد كه دريافت دارند ، و يا وصيت كند كه چنين و چنان امانت يا بدهى را دارد و در هر صورت ديون مسلم از اصل مال بايد پرداخت گردد . مسألهى 757 - اگر زمان امانت و يا بدهيش سر رسيده كافى نيست كه دربارهى آنها وصيت كند بلكه خودش حتىالامكان بايستى عهدهدار پرداختش گردد . مسألهى 758 - در آستانهى مرگ بايستى تمامى حقوق الهى و مردمى را كه بدهكار است بررسى كرده و آنگونه كه بايد نسبت بهآنها عمل كند ، مثلًا خمس و زكات و
--> ( 1 ) - قال سمعت اباعبداللَّه عليه السلام يقول : من قتل نفسه متعمداً فهو فى نار جهنم خالد فيها ، قيل له ارايت إن كان اوصى بوصية ثم قتل نفسه متعمداً من ساعته تنفذ وصيته ؟ قال فقال ان كان اوصى قبل ان يحدث حدثاً فى نفسه من جراحه او فعل لعله يموت لم تجز وصيته ( الوسائل باب الوصايا باب 52 ج 1 ) « حضرت امام صادق عليه السلام را شنيد كه مىگفت : هر كه خود را عمداً بكشد از مخلدين در آتش جهنم است ، گفته شد آيا اگر وصيتى كند و سپس خودكشى كند وصيتش نافذ است ؟ گفت اگر پيش از خودكشى وصيتى كرده سپس خودكشى كرد شايد بميرد وصيتش نافذ و گذرا نيست ؟ » اينجا اگر بهاين دليل كه او چون با خودكشى جهنمى گرديده ، وصيتش نافذ نيست ، بايد گفت هرگز اين دليل قابل قبول نيست ، زيرا در مورد فرض دوم خودكشى پس از وصيت آمده و در فرض اول نيز هر چند جهنمى باشد مسلمان است ، و اگر هم با خودكشى كافر شود مگر كافر براى مسلمان ارث نمىگذارد ، پس چرا وصيتش دربارهى او گذرا نباشد . مگر اينكه گفته شود آدمى كه خودكشى مىكند سفيهى است همچون ديوانه ، و بههمين حساب وصيتش نافذ نيست ، ولى بايد گفت گذرا نبودن چنان وصيتى در صورتى است كه وصيتى هم كه كرده ابلهانه و احمقانه بوده كه در اين صورت وصيت از هيچ كس پذيرفته نيست و اختصاص بهاين شخص ندارد ، ولى اگر وصيتش عاقلانه بوده خصوصاً خواسته است گناه خود را تا اندازهى ممكن بهاين وسيله جبران كند چرا بايد از وصيت كردن محروم باشد كه هم بهخودش زيان رسيده و هم بهكسانى كه مورد وصيت شايسته قرار مىگيرند زيان برسد ، و اين بازماندگان و يا ساير شايستگان چرا بايد بهجرم خودكشى اين شخص از منافع وصيتش محروم گردند كه « وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أخْرى » هيچكس گناه ديگرى را بهدوش نمىگيرد